انجمن علمی حشره شناسی پزشکی ایران

Iranian Scientific Society of Medical Entomology

برای ورود به سایت کنگره اینجا را کلیک کنید.

پایان نامه ها

جستجو

بررسي زمان تمايزي حشره كش هاي رايج پايرتروئيد و DDT عليه فلبوتوموس پاپاتاسی، ناقل اصلي ليشمانيوز پوستي روستايي در ايران

زهرا سعیدی

کارشناسی ارشد

دکتر وطن دوست- دکتر اخوان

1391

علوم پزشکی تهران

Phelebotomus papatsi به عنوان ناقل اصلی بیماری لیشمانیوز پوستی و تب پشه خاکی در ایران مورد توجه است. چندین روش مبارزه برای کنترل این ناقل قابل اجراست که همگی بر استفاده از حشره کش ها تاکید دارند. هدف این مطالعه مشخص کردن الگوی حساسیت این ناقل به حشره کش های رایج مورد استفاده در مناطق اندمیک بیماری در مرکز ایران، در استان اصفهان است. به علت نبود اطلاعات در موردحساسيت پشه خاكي ها به سموم توصيه شده WHO ، الگوی حساسیت پشه خاکی P. papatasi ناقل لیشمانیوز به, Deltamethrin 0.1% , Permethrin 0.75%, DDT 4% Lambdacyhalothrin 0.05% , Cyfluthrin 0.15% در جمعیت وحشی با جمع آوری و تست 6866 نمونه از دهستان امامزاده آقا علي عباس (ع) استان اصفهان در مركز ايران در طول فصل فعاليت در سال 1389 و تست 1305 نمونه پرورش يافته در شرايط آزمايشگاهي بررسي شد. پشه خاكي ها با فاصله هاي زماني مختلفي با روش استاندارد تست حساسيت WHO كه براي پشه ها توصيه شده در مواجهه با حشره كش (دوز تمايزي DDT و پايرتروئيدها) قرار گرفتند و پس از 24 ساعت نگهداري، ميزان مرگ و مير آنها محاسبه شد. تمام مرگ و مير ها در صورت لزوم با فرمول ابوت تصحيح، خط رگرسيون رسم و LT50 و LT90 با استفاده از آناليز Probit محاسبه گرديد. نتايج تست حساسيت پشه خاكي هاي ماده صيد شده از صحرا نشان مي دهد كه مقدار LT50 به DDT 4% ، Permethrin 0.75 % ، Deltamethrin 0.1 % ، Cyfluthrin 0.15 % ، Lambdacyhalothrin 0.05 % به ترتيب 97/1104 ، 35/182 ، 79/26 ، 42/15 ، 48/1 ، اين اطلاعات براي نر ها 51/973 ، 5/59 ، 4/4 ، 65/2 و 5/1 ثانيه مي باشد. نتايج نشان مي دهد نرها به همه حشره كش هاي تست شده در سطوح LT50 نسبت به ماده ها از حساسيت بيشتري برخوردارند. نتايج تست حساسيت پشه خاكي هاي ماده صيد شده از صحرا نشان مي دهد كه مقدار LT90 به DDT 4% ، Permethrin 0.75 % ، Deltamethrin 0.1 % ، Cyfluthrin 0.15 % ، Lambdacyhalothrin 0.05 % به ترتيب 45/3531 ، 3031/637 ، 03/315 ، 202 ، 8/44 ، اين اطلاعات براي نر ها 77/8864 ، 45/799 ، 29/80 ، 56/117 و 3/30 ثانيه مي باشد. نتايج تست پشه خاكي هاي ماده پرورش داده شده در آزمايشگاه، نشان مي دهد كه مقدار LT50 به DDT 4% ، Permethrin 0.75 % ، Deltamethrin 0.1 % ، Cyfluthrin 0.15 % ، Lambdacyhalothrin 0.05 % به ترتيب 6651/1312 ، 6631/253 ، 0475/36 ، 3879/9 ، 0010/6 و براي نر ها 9772/1200 ، 1/310 ، 6338/18 ، 0839/6 و 7704/0 ثانيه مي باشد. نتايج نشان مي دهد نرها به همه حشره كش هاي تست شده در سطوح LT50 نسبت به ماده ها از حساسيت بيشتري برخوردارند. نتايج تست ما براي P. papatasi حساس آزمايشگاهي در سطح LT50 مشخص كرد كه ماده ها به زمان بيشتري نسبت به نرها نياز دارند تا در غلظت مشابه كشته شوند. همچنين نتايج تست پشه خاكي هاي ماده پرورش داده شده در آزمايشگاه، نشان مي دهد كه مقدار LT90 به DDT 4% ، Permethrin 0.75 % ، Deltamethrin 0.1 % ، Cyfluthrin 0.15 % ، Lambdacyhalothrin 0.05 % به ترتيب 4453/2592 ، 1490/1818 ، 2790/219 ، 5318/105 ، 3955/73 و براي نر ها 2389/2988 ، 9/647 ، 2106/145 ، 0784/158 و 7536/37 ثانيه مي باشد. نتايج نشان مي دهد نرها به همه حشره كش هاي تست شده در سطوح LT90 نسبت به ماده ها از حساسيت بيشتري برخوردارند. نتايج تست ما براي P. papatasi حساس آزمايشگاهي در سطح LT90 مشخص كرد كه ماده ها به زمان بيشتري نسبت به نرها نياز دارند تا در غلظت مشابه كشته شوند. انجام رويه مشابهي در نقاط مختلف دنيا براي به اشتراك گذاري نتايج و رسيدن به نتيجه واحد درباره معيار هايي براي وضعيت حساسيت P. papatasi پيشنهاد مي گردد. با استفاده از نتايج منتج از اين گونه مطالعات، سازمان جهاني بهداشت قادر است كه دستورالعمل خاصي را براي پشه خاكي ها تهيه كند و اين دستورالعمل براي بررسي و پايش مقاومت به حشره كش ها براي اجراي اقدامات مبارزه با ناقلين، به كشور ها كمك خواهد كرد.

فلبوتوموس پاپاتاسی، سطح حساسیت، حشره کش

بررسی برخی جنبه های اپیدمیولوژی لیشمانیوز پوستی و ارزیابی خطر آن در مناطق منتخب استان قم

فاطمه عابدی آستانه

کارشناسی ارشد

دکتر احمدعلی حنفی بجد و دکتر محمدرضا یعقوبی ارشادی

1394

علوم پزشکی تهران

این مطالعه به روش توصیفی مقطعی در طول سال های 93-1392 در سه بخش مطالعات حشره شناسی، بررسی بر روی مخازن بیماری و پراکندگی موارد عفونت انسانی انجام شد. صید پشه خاکی ها در طول سال 1392 به صورت ماهانه و در 22 ایستگاه (10 ایستگاه در شهر قم و 12 ایستگاه در روستاهای استان) صورت گرفت. در مجموع 5880 عدد تله چسبان برای صید پشه خاکی ها و 261 تله زنده گیر جهت صید مخازن بیماری استفاده گردید. از روش PCR-RFLP برای تعیین هویت انگل لیشمانیا در جونده و انسان استفاده شد. لایه های اطلاعاتی مختلف، شامل اطلاعات به دست آمده از بررسی از بررسی اخیر و ساير مطالعات انجام شده در استان، موارد بیماری، عوامل مختلف محیطی و اقلیمی تأثیرگذار بر انتقال لیشمانیوز در محیط ArcGIS9.3 تهیه شدند. مدل اکولوژيك MaxEnt 3.3.3 برای تعیین نیچ های اکولوژيك مناسب برای ناقل و مخزن بیماری در سطح استان بکار رفت. در نهايت با استفاده از نرم افزار ArcGIS9.3 و به کمك تحلیل های مکانی و تلفیق لايه های اطلاعاتی و همچنین مدل های درون يابی موجود در آن، مناطق مستعد شیوع اين بیماری در سطح استان و نقاط داغ آن تعیین گرديد. از مجموع 5388 پشه خاکی از دو گونه متعلق به دو جنس Phlebotomus و Sergentomyia صید شدند و 12 گونه پشه خاکی شناسايی شدند. از 43 سر موش صحرايی صید شده 13 سر Nesokia indica و 30 سر Meriones libycus بودند. بیشترين و کمترين وفور به تله به ترتیب در فصل های زمستان و تابستان مشاهده شد. آلودگی انگلی در 10 سر )يك سر نزوکیا اينديکا و 9 سر مريونس لیبیکوس (به روش ملکولی تأيید و گونه انگل Leishmania major شناسايی گرديد. همچنین آلودگی میکس به L. major و L. turanica نیز در دو سر جونده متعلق به گونه مريونس لیبیکوس وجود داشت. در فاصله سال های92-1388 در مجموع 979 مورد سالك از استان گزارش شده بود که از اين تعداد 65% مرد و 35% زن بودند. بیشترين موارد سالك در سال 1389 اتفاق افتاده بود و کمترين موارد در سال 1392 گزارش شده بود. در مجموع 979 از مبتلايان در شهر قم و 788 در ساير شهرها و روستاهای استان سکونت داشتند. نتیجه آزمايش PCR برای 9 نمونه عفونت انسانی ساکن در شهرهای قم و قنوات L. major بود. يافته های اين مطالعه نشان داد لیشمانیوز جلدی روستايی با عامل L. major ، ناقل P. papatasi و مخزن M. libycus در کانون های مختلف بیماری در سطح استان قم شیوع دارد . در اين بررسی پشه خاکی های P. alexandri ، P. sergenti s.l. ، S. baghdadis و S. palestinensis برای اولین بار از شهر قم، و P. ansarii ، S. baghdadis ، S. squamipleuris و S. palestinensis برای اولین بار از استان قم صید شده اند. موارد بیماری در سطح شهر قم اغلب دارای سابقه مسافرت بوده اند، اما با توجه به اينکه خوشه های بیماری در برخی از محله های شهر وجود دارد ) P<0.05 ( و ناقل بیماری نیز از نقاط مختلف سطح شهر جمع آوری گرديد، پراکندگی آن تصادفی نیست. بنابراين لازم است مطالعات دقیقی بر روی بیماری در اين مناطق صورت گیرد تا وضعیت کانون شهر قم روشن شود. از اين کانون از گذشته به عنوان يکی از کانون های لیشمانیوز جلدی شهری ياد می شود؛ در حالی که يافته های اين تحقیق نشان می دهد L. major از زخم افراد ساکن شهر به روش مولکولی تعیین هويت شده است. آنالیز کانون های داغ بیماری و خطر استقرار کانون های لیشمانیوز جلدی در سطح استان نیز نشان داد بیش از 81 آبادی در گروه خطر زياد و خیلی زياد از نظر استقرار کانون های بیماری قرار دارند و لازم است در اولويت برنامه های پیشگیری و کنترل بیماری در استان قرار گیرند. نتايج و شیوه اين مطالعه می تواند به عنوان يك گام اولیه، الگويی برای انجام مطالعات مشابه در ساير استان های کشور و ايجاد بانك ملی لیشمانیوز جلدی مورد استفاده قرار گیرد.

لیشمانیوز پوستی، ارزيابی خطر، سیستم های اطلاعات جغرافیايی، قم

بررسي وضعيت فعلي ناقلين و مخازن ليشمانيوز جلدي با استفاده از روش هاي مولكولي در كانون اندميك شهرستان مهران-استان ايلام

محمد مرادی

کارشناسی ارشد

دکتر یاور راثی-دکتر علیرضا زهرایی رمضانی

1395

علوم پزشکی تهران

ليشمانيازيس (Leishmaniasis) به گروهي از بيماريهاي انگلي گفته مي شود كه توسط گونه هاي مختلف تك ياخته اي از جنس ليشمانيا (Leishmania) ايجاد شده و توسط گونه هاي خاصي از پشه خاكي های ماده منتقل مي گردند. در دنیا حدود 350 ميليون نفر در معرض خطر لیشمانیوز قرار دارند. میزان بروز سالیانه­ی لیشمانیوزحدود 2 میلیون مورد تخمین زده شده است که 1.5 میلیون از موارد مربوط به فرم جلدی است. در سالهای اخیر موارد زیادی لیشمانیوز جلدی روستایی از استان ایلام گزارش شده است و شهرستان مهران در این استان از کانون های مهم بیماری محسوب می شود. به منظور برنامه ریزی جهت کنترل بیماری می بایست اطلاعات جامعی از عوامل موثر در اپیدمیولوژی بیماری برای مشخص کردن سیکل بیماری و همچنین شناخت بهتر اپیدمیولوژی بیماری صورت گیرد و جداسازی انگل از مخازن انسانی و مقایسه ی آن با انگل جدا شده از ناقل و مخزن باید در بررسی های اپیدمیولوژیک مد نظر قرار گیرد. در 15سال اخیر روش های مولکولی جهت شناسایی گونه های مختلف انگل لیشمانیا و جداسازی آن از محیط کشت و همچنین بیماران تکامل یافته است. این روش در بررسی آلودگی انگلی ناقلین و مخازن لیشمانیوز نیز موثر می باشد. در این مطالعه به منظور بررسی وضعیت لیشمانیوز جلدی و آلودگی ناقلین و مخازن این بیماری در شهرستان مهران و ارائه برنامه کنترلی صحیح با توجه به اطلاعات بدست آمده، مطالعه ی ناقلین و مخازن لیشمانیوز جلدی با استفاده از روش های مولکولی انجام شد. به همین منظور روستاهای فرخ آباد، سیفی، اسلامیه، سید حسن و همچنین مناطق فاز دو و سه و جاده ی شرکت نفت آذر جهت نمونه گیری انتخاب شدند و در طول فصل فعالیت، صید پشه خاکی با استفاده از تله چسبان از اماکن داخلی و خارجی و همچنین لانه ی جوندگان انجام شد و صید جونده نیز با استفاده از تله شرمن و خیار و خرما به عنوان طعمه صورت گرفت و به منظور بررسی عفونت انسانی به صورت Passive نیز از زخم بیماران مراجعه کننده به شبکه بهداشت لام تهیه شد. پس از پایان مطالعات میدانی نمونه های صید شده به دانشکده بهداشت انتقال داده شد و از پشه خاکی های صید شده که در الکل 96% نگهداری می شدند جهت تشخیص اسلاید میکروسکوپی تهیه شد، با توجه به نیاز به پشه خاکی های ماده جهت آزمایشات مولکولی سر و انتهای بدن آنها مونت شده و بقیه ی بدن به میکروتیوب های1.5 میکرولیتری حاوی الکل 96% منتقل و تا زمان انجام آزمایشات مولکولی در دمای 4 درجه سانتیگراد و به دور از آلودگی نگهداری شدند. برای بررسی مخازن بیماری نیز از گوش جوندگان صید شده که تا زمان نمونه برداری در حیوانخانه دانشکده نگهداری و با کاهو، خرما و جو تعذیه می شدند گسترش تهیه شد و سپس رنگ آمیزی لام ها با روش گیمسا انجام شد. در مطالعات مولکولی برای شناسایی انگل موجود در ناقل، مخزن و عفونت انسانی از تکنیک PCR و PCR-RFLP استفاده شد و در مرحله ی اول استخراج DNA از پشه خاکی های ماده و همچنین لام های تهیه شده از زخم انسانی و جوندگان با استفاده از کیت Gene All® انجام شد و از DNA استخراج شده در واکنش های زنجیره ای پلیمراز و همچنین تکنیکRFLP استفاده شد. در طول این بررسی در مجموع 2050 پشه خاکی شامل گونه های Phlebotomus papatasi، Sergentomyia sintoni ، Ser.dentatSer.theodori ، Ser.mervynae ، Ser.clydei ، Ser.iranica ، صید و شناسایی شد و بیشترین فراوانی گونه های صید شده مربوط به گونه ی P.papatasi بود. از 230 پشه خاکی ماده P.papatasi که به صورت 23 تیوب 10 تایی مورد آزمایش مولکولی قرار گرفتند تعداد سه تیوب به انگل L.major آلوده بودند. همچنین آزمایشات انگل شناسی و مولکولی آلودگی سه جونده از 15 جونده ی صید شده که همگی از گونه ی Tatera indica بودند را نشان دادند. جهت تکمیل آزمایشات و همچنین مقایسه بین انگل های لام های تهیه شده از زخم مراجعین به شبکه ی بهداشت شهرستان مهران و آلودگی احتمالی پشه خاکی ها، تعداد 10 عدد از لام های تهیه شده از مراجعین نیز با استفاده از روش های مولکولی مورد مطالعه قرار گرفتند و نتایج PCR و PCR-RFLP آلودگی سه عدد از لام های گرفته شده از انسان به انگل L.major را نشان داد. نتایج این مطالعه بیانگر آن است که همه عوامل موثر بر پایداری بیماری در منطقه از جمله وفور بالای P.papatasi در اماکن داخلی و لانه های جوندگان، تمایل این گونه به زندگی در محل های زیست انسانی، وفور بالای جوندگان مخزن، نزدیکی اماکن انسانی به لانه های جوندگان، رطوبت و دمای مناسب در فصل فعالیت پشه خاکی ها در منطقه وجود داشته و لذا این منطقه از کشور به عنوان یکی از کانون های مهم اندمیک لیشمانیوز جلدی روستایی مطرح می باشد؛ لذا P.papatasi به عنوان ناقل اصلی و جونده ی T.indicaبه عنوان مخزن لیشمانیوز جلدی روستایی در شهرستان مهران شناخته شده و معرفی می گردد.

لیشمانیوز جلدی؛ شهرستان مهران؛روش های مولکولی

پرورش انبوه ونگهداري فلبوتوموس پاپاتاسي, ناقل اصلي ليشمانيوز جلدي روستايي ايران در شرايط آزمايشگاهي

لیلا شیرانی بید آبادی

کارشناسی ارشد

دکتر محمد رضا یعقوبی ارشادی

1383

علوم پزشکی تهران

پرورش انبوه و نگهداري فلبوتوموس پاپاتاسي ناقل اصلي ليشمانيوزجلدي روستايي در شرايط آزمايشگاهي طي سالهاي 1380- 1382 به مدت 2 سال با موفقيت انجام شد. مجموعاً 964 عدد فلبوتوموس پاپاتاسي در 8 نوبت از اماكن خارجي و داخلي كانونهاي ليشمانيوز جلدي روستايي ابردژ (ورامين), رودشت (اصفهان) و بادرود (نظنز) به كمك آسپيراتور, تله قيفي و تله نوراني در تابستان 1381 جمع آوري و به انسكتاريوم فلبوتوم دانشكده بهداشت منتقل شد. اين سه سوش براي اولين بار در شرايط آزمايشگاهي تا بيش از 7نسل كلني گرديد.دراين پژوهش در نسل اول از پرورش انفرادي و در نسل هاي بعد از روش انبوه (1983 و Modi and Tesh ) با اندكي تغيير استفاده گرديد. پشه خاكي هاي ماده در طي 7 نسل در شرايط آزمايشگاهي بين 7 – 36 روز بعد از خونخواري كامل بر روي سطح گچ مرطوب و ديواره هاي ظروف پرورش انفرادي و انبوه تخم ريزي كردند.در ظروف پرورش انفرادي ميانگين تعداد تخم به ماده 85/4 عدد و در ظروف پرورش انبوه 1/15 عدد بود. جهت تغذيه لاروها از دو نوع غذاي لاروي (محيط كشت معمولي بدون پودر جگر و همراه با پودر جگر ) استفاده گرديد. در طي 7 نسل طول دوره لارو سن 1 بين 06/7 – 64/9 و مراحل لاروي سنين 2-4 بين 46/17 – 84/18 روز متغير بود. مرحله شفيرگي تا خروج بالغ بين 97/15 – 56/19 روز طول كشيد ونسبت جنسي (Sex ratio) در اين نسل ها بين 31/71 – 48/106 محاسبه شد. طول مدت چرخه زندگي (تخم تا خروج بالغ) براي جنس نر بين 35- 67 روز و براي جنس ماده 41- 67 روز بود. متوسط تعداد تخم به ازاي هر ماده در طي 7 نسل براي سوش هاي ابردژ ورامين, اصفهان و بادرود به ترتيب 60/16 , 97/15 و83/14 عدد برآورد شد.آناليز آماري نشان داد كه در بين نسل ها در دوره هاي قبل از تخم ريزي, تفريخ, رشد و نمو لارو سن 1 , رشد و نمو شفيره, تخم تا بالغ نر و ماده اختلاف معني دار وجود داشت (001/0 P<). همچنين اختلاف معني داري در بين نسل ها در متوسط تعداد تخم به هر ماده, متوسط نسبت تبديل تخم به لارو, نسبت شفيره به تخم, نسبت جنسي و درصد بالغ به تخم (Productivity) مشاهده شد (001/0 P<). ميانگين طول دوره خونخواري تا تخم ريزي, خونخواري تا بارداري , بارداري تا تخم ريزي, تخم ريزي تا تفريخ, طول دوره لاروي سن 1 , طول دوره رشد و نمو لاروي سنين 2-4 و طول دوره شفيرگي در طي نسل ها در سوش ابردژ ورامين از سوش هاي بادرود و اصفهان بيشتر بود.در نسل 1 , 4 , 5, 6 و 7 در بين سوش ها تفاوت معني داري وجود داشت (05/0 P<).محاسبات آماري حاكي از وجود اختلاف معني دار در طي نسل ها بين ميانگين تعداد تخم, تعداد لارو سن 1 , تعداد شفيره و تعداد حشره بالغ در سوش هاي تحت مطالعه بود (001/0 P<). ضمناً در بين سوش هاي ابردژ ورامين, بادرود واصفهان از نظر ميانگين نسبت تخم به ماده, لارو به تخم, شفيره به تخم و بالغ به تخم اختلاف معني دار وجود نداشت.در نسل هاي 2 و 6 در ميانگين طول دوره لارو سن 1 و لاروهاي سنين 2 – 4 در بين غذاي با پودرجگر و بدون پودر جگر اختلاف معني دار مشاهده شد (05/0 P<). در بقيه نسل ها در طول دوره لارو سن 1 , لاروهاي سنين 2- 4 , شفيرگي , تخم تا بالغ نر و ماده در بين دو نوع غذاي لاروي هيچ گونه اختلاف معني داري مشاهده نگرديد. در طي 7 نسل ميانگين تعداد لارو سن 1 , تعداد شفيره, تعداد بالغ خارج شده , درصد شفيره به لارو و درصد بالغ به شفيره در بين دو نوع غذاي لاروي هيچ تفاوت معني داري مشاهده نشد. در نسل 7 در سوش ابردژ ورامين ميانگين طول دوره لاروي سنين 2-4 در غذاي با پودر جگر (02/3 ± 03/19) به طور معني داري (05/0 P<) بيشتر از غذاي بدون پودر جگر (09/3 ± 2/17) بود. در نسلهاي 6 و 7 سوش ابردژ ورامين ميانگين درصد تبديل لارو به شفيره در غذاي با پودر جگر به طور معني داري (05/0 P<) بيشتر از غذاي بدون پودرجگر بود.در نسل 6 سوش رودشت (اصفهان) ميانگين طول دوره لاروي سن 1 در غذاي با پودر جگر (8/2 ± 8/7) به طور معني داري (05/0 P<) بيشتر از غذاي بدون پودر جگر (8/2 ± 5) بود. در نسل 7 همين سوش درصد بالغ به شفيره در غذاي بدون پودر جگر (2/4 ± 5/98) به طور معني داري (05/0 P<) بيشتر از غذاي با پودر جگر (07/27 ± 1/83 ) بود.در سوش عباس آباد (بادرود) در نسل 2 ميانگين طول دوره لاروي سنين 2-4 در غذاي بدون پودر جگر (1/2 ± 5/19) به طور معني داري (001/0 P<) بيشتر از غذاي با پودر جگر (1/1 ± 6/16) بود. در نسل 6 ميانگين طول دوره لاروي سن 1 در غذاي بدون جگر به طور معني داري (05/0 P<)53/1 ± 04/8) بيشتر از غذاي با پودر جگر (03/2 ± 66/6) بود. در نسل 7 در ميانگين تعداد لارو سن 1 , شفيره, بالغ خارج شده , درصد شفيره به لارو و بالغ به شفيره هيچ تفاوت معني داري مشاهده نگرديد. بنابراين از هر دو نوع غذاي لاروي مي توان جهت پرورش پشه خاكي ها استفاده كرد.متوسط مدت زمان خونخواري كامل براي 56 عدد فلبوتوموس پاپاتاسي ماده برابر 8 دقيقه محاسبه شد. در نسل هاي 4 , 5 و 6 در ميانگين تعداد تخم به هر ماده, طول دوره لارو سن 1 , طول دوره تخم تا بالغ نر و ماده هنگام تغذيه از خون هامستر سفيد, هامستر طلايي, انسان و خوكچه اختلاف معني داري مشاهده گرديد (05/0 P<) , به اين ترتيب كه خون هامستر سفيد و خوكچه بهتر از خون هاي ديگر بود. همچنين تاثير نوع خون بر ميزان تفريخ تخم ها مقايسه و هيچ اختلاف معني داري مشاهده نشد.در شرايط انسكتاريوم تعداد ژنراسيون براي فلبوتوموس پاپاتاسي 5/3 – 4 در سال محاسبه شد. ضمناً مقايسه متوسط طول دوره يك نسل در بين سوش ها مبين اين واقعيت است كه در طول اين دوره در سوش بادرود از دو سوش ديگر كمتر و برابر 67 روز مي باشد. فلبوتوموس پاپاتاسي اغلب بعد از خونخواري با فلبوتوم نر جفتگيري مي كند به طوري كه اين رقم در شرايط انسكتاريوم برابر 3/82% مشاهده گرديد. مدت زمان جفتگيري به طور متوسط 19 دقيقه برآورد شد. در نسل 6 سوش بادرود متوسط طول عمر پشه خاكي نر , ماده خون نخورده و ماده خون خورده به ترتيب 5/16 , 1/11 و 5/26 روز محاسبه گرديد. در اين مطالعه با مشكلاتي نظير آلوده شدن محيط هاي كشت به قارچ ها ( جنس هاي آسپرژيلوس , موكور و كلادوسپوريوم), مايت ها (Super cohort : Monogynaspida) , حشراتي نظير راسته Psocoptera , مورچه ها و همچنين آلوده شدن لاروها به باكتري ها (جنس هاي ديفتروئيد, سودوموناس و سالمونلا) مواجه شدم . مجموعه مطالعات بعمل آمده نشان داد كه سوش بادرود به علل داشتن قدرت باروري بالا, سريع طي شدن سيكل زندگي, وارد شدن تعداد كم لاروهاي سن 4 به مرحله دياپوز از دو سوش ديگر جهت پرورش انبوه ونگهداري در آزمايشگاه مناسب تر مي باشد.

پرورش انبوه، فلبوتوموس پاپاتاسي، ليشمانيوز جلدي روستايي ، ايران

تاکسونومی و تبارشناسی کنه¬های جنس (Acari: Ixodidae) Hyalomma ایران به روش¬های مورفولوژیک و مولکولی

اسداله حسینی چگنی

دکتری تخصصی

دکتر رضا حسینی

1393

گیلان

کنه¬های جنس Hyalomma (Acari: Ixodidae) ناقل اصلی بیماری¬های تیلریوز، آناپلاسموز، تب خونریزی دهنده کریمه کنگو و هم¬چنین انگل خارجی پستان¬داران اهلی، عامل ایجاد کم خونی و تحریک میزبان هستند. با وجود اهمیت زیاد کنه¬های جنس Hyalomma در دامپزشکی و پزشکی اما هنوز وضعیت تاکسونومی و تبارشناسی گونه¬های این جنس در ایران به درستی روشن نشده است به همین دلیل مطالعه حاضر به منظور تعیین تنوع مورفولوژیک، شناسایی مولکولی و تعیین روابط تبارشناسی گونه¬های جنس Hyalomma براساس ژن¬های ITS2 و COI انجام شد. نمونه¬های کنه از نواحی مختلف ایران بر روی میزبان¬های مختلف جمع¬آوری شدند. از نمونه¬های جمع¬آوری شده تعداد 960 نمونه کنه Hyalomma نر بالغ با استفاده از کلیدهای تشخیص مورفولوژیک در سطح گونه مورد شناسایی قرار گرفتند و ویژگی¬های تاکسونومیک و تنوع آنها با استفاده از روش¬های مورفومتریک و آماری بررسی گردید. از این تعداد، 105 نمونه کنه به وسیله روش¬¬های مولکولی مورد بررسی قرار گرفتند. DNA نمونه¬های مورد نظر به روش فنل-کلروفرم استخراج شد و بخشی از نواحی COI و ITS2 هر نمونه تکثیر شد. برخی از آغازگرهای مورد استفاده در تکثیر بخشی از ناحیه ITS2 برای اولین بار طراحی شدند. در مطالعه حاضر سه آغازگر جدید برای تکثیر بخشی از ناحیه ITS2 کنه Hyalomma با موفقیت توانستند قطعه مورد نظر را تکثیر کنند. تعداد 23 و 24 نمونه به ترتیب برای ژن¬های COI و ITS2 توالی¬یابی شدند. توالی¬ها پس از ویرایش و بلاست در بانک ژن، با استفاده از نرم-افزار MEGA6 هم¬تراز شده و میزان تنوع درون و بین گونه¬ای محاسبه گردید. برای ترسیم درخت تبارشناسی با روش neighbor-joining و parsimony از نرم¬افزار PAUP و برای ترسیم درخت تبارشناسی با روش Baysian از نرم¬افزار MrBayes استفاده شد. نتایج بررسی مورفولوژیک نشان داد که نُه گونه Hyalomma در ایران وجود دارد و بر این اساس نیز یک کلید تشخیص برای نمونه¬های ایران تهیه شد. براساس نتایج مولکولی، اختلاف درون و بین گونه-ای در ژن COI به ترتیب بین صفر تا یک و هفت تا 19 درصد و اختلاف درون و بین گونه¬ای در ژن ITS2 به ترتیب بین صفر تا دو و شش تا 23 درصد برای گونه¬های Hyalomma محاسبه شد. نتایج بررسی تبارشناسی، وضعیت دو گونه نزدیک به هم H. asiaticum و H. anatolicum را از لحاظ گونه بودن تأیید می¬کند. اما با این وجود اعتبار گونه¬های H. rufipes و H. excavatum به چالش کشیده و پیشنهاد می¬شود این «گونه¬های مورفولوژیک» به سطح زیرگونه انتقال یافته و یا در زیر مجموعه به ترتیب گونه¬های H. marginatum و H. anatolicum قرار داده شوند.

تاکسونومی، درخت تبارشناسی، کنه Hyalomma، ایران، تنوع مورفولوژیک، COI، ITS2

بررسي مورفومتريک کنه سخت Hyalomma anatolicum جنس نر جمع¬آوري شده از غرب ايران

اسدالله حسيني چگني

کارشناسی ارشد

دکتر عبدالحسين دليمي اصل

1388

تربیت مدرس

کنه¬هاي بالاخانواده Ixodoidea و به خصوص اعضاي دو خانواده مهم Ixodidae و Argasidae (کنه¬هاي سخت و نرم)، ناقلين کارآمد عوامل بيماري¬زاي مهم حيواني و انساني مي¬باشند. در اين ميان کنه¬هاي سخت جنس Hyalomma علاوه بر اهميت فوق، از نظر تاکسونومي و تشخيص همواره مورد بحث بوده¬اند. يکي از اين گونه¬ها Hyalomma anatolicum است که درفون هيالوماهاي کشور ما نيز وجود دارد و داراي فراوان¬ترين پراکنش مي¬باشد. اين گونه به لحاظ انتقال اجرام عفوني دامي مانند تيلريوز و انساني به خصوص ويروس تب خونريزي دهنده کنگو کريمه، همچنين کم¬خوني، ايجاد حساسيت و تحريک دام و در نهايت کاهش توليد شير و گوشت داراي اهميت فوق¬العاده¬اي از نظر دامپزشکي، پزشکي و اقتصادي مي¬باشد. با وجود اهميت زياد اين گونه،اما هنوز مطالعات دقيقي در مورد بيولوژي، اکولوژي، سيستماتيک مولکولي و حتي مورفولوژيک اين گونه انجام نشده است. مطالعات Delpy در دهه¬هاي 20 و 30 ه.ش. مربوط گونه¬هاي معدودي مي¬باشد که هنوز هم جاي مطالعه بيشتر دارد، به علاوه وي عمدتاً بر روي نتاج¬هاي آزمايشگاهي و نه کنه¬هاي طبيعت مطالعه کرده است. ما کليد تشخيصي جامع و کاملي که تمام گونه¬هاي ايران را پوشش دهد، نداريم و تشخيص بر مبناي کليد کشورهاي همسايه است. کليد تشخيصي دلپي نياز به بررسي مجدد دارد و کليدهاي پراکنده ديگر، عملاً کاربردي نيستند، به علاوه موجوديت برخي گونه¬ها مانند هيالوما مارژيناتوم کمپلکس هنوز به درستي مشخص نيست گذشته از آنکه هنوز بيولوژي و اکولوژي آن مشخص نشده است. اولين قدم در راه تهيه يک کليد تشخيصي خوب، شناسايي ويژگي¬هاي مورفولوژيک يک گونه در سراسر محدوده¬اي است که مي¬خواهيم براي آن کليد داشته باشيم (که دلپي نيز بر روي آن تاکيد داشت) و تشخيص صحيح زماني ميسر است که ما نمونه¬هاي بسياري از يک گونه را مطالعه و سپس اقدام به نوشتن کليد تشخيصي کنيم. اين مطالعه ادعا دارد که اولين قدم را در حل اين مساله و با يکي از از مهمترين هيالوماهاي ايران برداشته است. در اين تحقيق، که قسمتي از يک مطالعه وسيع¬تر است و تقريباً تمام کشور ايران را پوشش مي¬دهد، نمونه¬هاي هيالوما آناتوليکوم از پنج ناحيه جغرافيايي واقع در دو استان خوزستان و لرستان، جمع-آوري شدند و صفات و خصوصيات مورفولوژيک با اهميت براي تشخيص اين گونه و خصوصيات افتراقي با ساير گونه¬هاي نزديک به آن، مورد بررسي مورفومتريک قرار گرفتند. صفات مورد مطالعه شامل هفت صفت کمي، سه صفت کيفي و چهار صفت نسبتي بودند که توسط استريوميکروسکوپ اندازه¬گيري شدند. داده¬هاي به دست آمده در بسته نرم¬افزاري SPSS (ver-16) (تست آنوا و تي-تست) تحليل شدند و جداول مربوطه شد. در ادامه با استفاده از drawing tube از اشکال متنوع اين گونه در مناطق مورد مطالعه تصوير قلمي تهيه شد. نتايج نشان مي¬دهد که تمام صفات کمي مورد مطالعه در پنج ناحيه جغرافيايي با هم اختلاف معني¬دار دارند. در ميان نسبت¬هاي کمي نيز به جز نسب طول شيار جانبي/طول اسکوتوم تمام صفات ديگر معني¬دار شدند. آزمون تي¬تست معني¬داري برخي صفات کمي را در دو جامعه 1 (وجود صفت) و 2 (عدم وجود صفت) نشان داد. تفسير نتايج اين مطالعه نشان مي¬دهد که کنه سخت هيالوما آناتوليکوم در پنج ناحيه جغرافيايي داراي تنوع در صفات مورفولوژيک است و تنها صفتي که ثابت بود، نسبت طول شيار جانبي/طول اسکوتوم مي¬باشد. دامنه و ميزان تنوع کمي صفات مورفولوژيک هيالوما آناتوليکوم متضمن اين واقعيت است که براي تشخيص صحيح و تهيه کليد شناسايي اين گونه، بايد در نظر گرفته شوند.

هيالوما آناتوليکوم، صفات مورفولوژيک، بررسي مورفومتريک، تنوع مورفولوژيک، ايران

تعداد کل: 6